مناظره دکتر محمدمهدی شهریاری و آقای ثابتی را میتوان رویارویی دو مکتب متفاوت در فهم سیاست، امنیت ملی و روابط بینالملل دانست؛ یکسو مکتب رئالیسم سیاسی که بر شناخت موازنه قوا، محاسبه هزینه و فایده، تقویت همزمان قدرت دفاعی، اقتصاد ملی، انسجام اجتماعی و دیپلماسی فعال استوار است و سوی دیگر، رویکردی که بیش از آنکه بر واقعیتهای ژئوپلیتیکی و الزامات حکمرانی تکیه داشته باشد، بر ادبیات تقابلی، دوقطبیسازی و شعارهای حداکثری استوار است.
تاریخ معاصر ایران، از تجربه نهضت ملی شدن نفت و دولت دکتر محمد مصدق تا سالهای دفاع مقدس، یک حقیقت را بارها اثبات کرده است؛ اقتدار ملی زمانی پایدار میماند که قدرت نظامی با عقلانیت سیاسی، مشروعیت داخلی، دیپلماسی مؤثر و اقتصاد توانمند همراه باشد.
دکتر شهریاری با تکیه بر تجربه مدیریت اجرایی، حضور در دوران دفاع مقدس و شناخت دقیق از پیچیدگیهای محیط امنیتی منطقه، نشان داد که امنیت ملی محصول فریادهای بلند نیست، بلکه نتیجه تصمیمهای دقیق، محاسبهشده و مبتنی بر منافع ملی است.
تأکید ایشان بر استفاده همزمان از ظرفیت نیروهای مسلح، دیپلماسی، تعامل سازنده با همسایگان و جلوگیری از فرسایش اقتصادی کشور، دقیقاً منطبق بر ادبیات نوین امنیت ملی و نظریه بازدارندگی هوشمند است؛ راهبردی که بسیاری از قدرتهای موفق منطقهای و جهانی نیز بر آن تکیه کردهاند.
در مقابل، بخش قابل توجهی از مواضع آقای ثابتی، از منظر علوم سیاسی و روابط بینالملل، بیش از آنکه راهحل ارائه دهد، بازتاب نوعی نگاه تقلیلگرایانه به مسائل پیچیده امنیتی و ژئوپلیتیکی بود. در جهانی که امنیت، اقتصاد، انرژی، فناوری، دیپلماسی و افکار عمومی بهصورت درهمتنیده عمل میکنند، فروکاستن سیاست خارجی به ادبیات صرفاً تقابلی، نهتنها بر قدرت بازدارندگی نمیافزاید، بلکه میتواند هزینههای راهبردی کشور را نیز افزایش دهد.
تجربه نشان داده است که دولتهایی موفقتر بودهاند که میان قدرت سخت و قدرت نرم تعادل برقرار کردهاند، نه آنهایی که یکی را جایگزین دیگری کردهاند. آنچه در این مناظره بیش از هر چیز برجسته بود، تفاوت میان عقلانیت راهبردی و سیاستورزی مبتنی بر هیجان بود.
تاریخ نیز معمولاً در چنین بزنگاههایی، نه با صدای بلند شعارها، بلکه با نتایج تصمیمها داوری میکند. ملتها در نهایت مدیران و سیاستمدارانی را به یاد میسپارند که امنیت را با توسعه، اقتدار را با عقلانیت و دفاع از کشور را با حفظ منافع ملی و کاهش هزینههای تحمیلی برای مردم جمع کردهاند، نه آنان که پیچیدهترین معادلات امنیتی و بینالمللی را به دوگانههای ساده و پرهزینه تقلیل دادهاند.